السيد موسى الشبيري الزنجاني

6257

كتاب النكاح ( فارسى )

روايتى كه در جلد 25 جامع الاحاديث در باب اول حديث 1 ، 2 و 3 وجود دارد استدلال كند كه مضمون آنها اين است كه شهادت در باب نكاح لازم نيست ولى براى حفظ ارث بيّنه گرفتن راجح است حال ممكن است كسى بگويد موضوع اين سه روايت نكاح است و به طور كلى در نكاح چه دائم و چه منقطع ارث هست و به همين جهت راجح است كه براى نكاح بينه‌اى گرفته شود . لكن سند دو روايت از اين روايات قابل استناد نيست ، يكى مرسله دعائم الاسلام و ديگرى روايتى كه در سند آن عن الحسين بن يزيد أو غيره وجود دارد كه به حسب برخى نقل‌ها « أو غيره » دارد و احتمال مىدهم روايت دوم اين روايت باشد . علىاى تقدير قدر مسلم اين است كه سند دو روايت معتبر نيست ولى هر سه روايت اشكال دلالتى دارد و آن اين است كه : اولًا : به نظرم مىرسد اجماعى است كه اشهاد و بينه گرفتن در عقد انقطاعى نيست . اين مطلب هم در روايات هست و هم به نظرم مىرسد كه مخالفى نداشته باشد . ثانياً : قاعده مسأله هم اين را اقتضا مىكند ؛ چون اشهاد را براى اين مىگيرند كه اگر طرف تعقيب كرد راه اثبات داشته باشد اما در عقد انقطاعى كه عامه جايز نمىدانستند راه تعقيب و مطرح كردن در محكمه را نداشت ؛ بنابراين مراد از اين روايات ، دائم است . ثالثاً : حتى بر فرض هم كه بپذيريم اطلاق اين سه روايت شامل انقطاعى هم مىشود ، اين اطلاق ، اطلاق ضعيفى است كه با روايات ديگرى - بيش از بيست روايت - كه دلالت مىكند در عقد انقطاعى يا مطلقا يا با شرط عدم ، ارث نيست ، تقييد مىشوند . توجيهات شهيد ثانى از قول منسوب به ابن براج : 1 - آيه تمتع مىگويد همسر متعه‌اى زوجه است و از طرف ديگر آيه به طور عموم